شهید ابراهیم وطن دوست

    • فرزند : علی
    • تاریخ تولد : 1343/07/16
    • عضویت : بسیجی
    • مسئولیت : امدادگرعملیاتی
    • وضعیت : شهید
    • تاریخ وضعیت : 1365/04/16
    • عملیات : کربلای 1
    • محل وضعیت : مهران
    • محل دفن : تهران بهشت زهرا(س)
    • قطعه : 53
    • ردیف : 111
    • شماره : 17
    • وصیت نامه :
      وصیت نامه شهید ابراهیم وطن دوست

      بسم الله الرحمن الرحیم

      الله اکبر الله اکبر اشهدان لااله الا لله اشهد ان محمد الر سول الله اشهد ان علیا ولی الله .

      الحمدلله الذی هدانا لهذا وماکنا لنهتدی لولا ان هدانا الله

      سپاس و ستایش مخصوص خداوند بزرگی است که دلهای بندگان گناهک کارش را بسوی خود متوجه کرده و آنان را عاشق خود ساخته است : خدای خوبم چه بد ک که تورا تازه شناختم چند صباحی بیشتر نیست ک که خود را با تو یافته ام در هر کجا و هر راهی نور تورا فرا راه خویش می یابم که بر من امید رفتن می دهد خدا ی بزرگ من دوست دارم دوستت داشته باشم و عاشق آنم ک که عاشقت باشم جانم چه ارزشی در مفابل عظمت و بزرگی تو می تواند داشته باشد سرم را به تو می سپارم و قلبم را براه تو می اندازم و تنها از تو یاری می جویم چرا ککه غیر از تو کسی را ندارم :

      خداوندا از اعماق وجودم به تو ایمان دارم ذره ذره های وجودم به عظمت و بزرگیت ازعان دارند و به وجود تو گوا هی می دهند . خداوندا مصمم که در راه رضای تو گام بردارم مرا دراین راه ثابت قدم بگردان آمین یا رب العالمین .

      حسین جان خوشحالم در راهی قدم بر داشته ام که تو را رهبر می بینم چراغ فروزنده خون سرخ توست ک که راهنمائیم میکند مولایم می دانی که شرمنده ام سرا پا تقصیر امید شفاعت دارم یا حسین (ع).

      امام خوبم به راستی وپاکیت صد البته ایمان دارم تورا امید پا برهنگان و ضعیف نگه داشته شدگان زمین می دانم رهبرم کور شوند آن چشمها یی ک که تورا نمی تواند ببیند بشککند آن دستهایی که بر ضد تو به تکاپو افتاده اند و از حلقوم ککنده شوند آن زبانهایی ککه مغرضانه میکوشند تورا از میان خیلهای ما ببرند : پیشوایم بدان تا زمانی که اندکک خونی ککه د ر رگهای ما می جوشد از تو و راه تو و دین تو دست بر نخواهیم داشت .

      در این آخرین ساعاتی که خود را برای نبردی دیگر با دشمن زبون و متجاوز آماده می کنیم چند سطری هر چند کوتاه به عنوان وصیت نامه می نویسم البته به نظر من شهید وصیت نامه نمی خواهد خون شهید بهترین وصیت کننده است خون سرخ شهید که مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح داده است بالا ترین وصیتها را به گوشهای شنوا و دلهای آگاه ارزانی میدارد ک کجاست آن قلب پاک کی که راه شهید رادرک ککند کجاست آن رادمردی که سنگینی بار اسلحه خونین شهید را بر دوش خود احساس ککند ککجاست آن جوانمردی ک که اسلحه شهید را با ر دیگر به سوی خصم زبون نشانه رود ؟ کجاست آن انسانی ککه دیگر باور ککند دشمن در منزلش خانه گزیده شهرهای بزرگ وکوچکش را به ویرانی ک کشانده و خیلهای مردان و زنان جوان را به آتش کشانده است برادرم آیا نرسیده است آن زمانی که احساس کنی دیگر زمان حرکت فرا رسیده است برخیز برادرم شتاب ک کن که لحظه لحظه نبرد است و گاه گاه پیکار، بیش از این مجال ماندن نیست اگر مسلمانی و اگر به آئین محمد (ص) اعتقاد داری لااقل اگر به آزادی و جوانمردی معتقدی با جوانمردی و آزادی پا در این راه بگذار پایت را محک بر جای پای شهید انی بگذار که ذره ذره وجودشان عشق و شور بوده است نمی دانم از عشق چه می فهمی من خود نیز هنوز عشق را نشناخته ام ولی می شناسم ککسانی را که شناخته اند با رها ایشان را دیده و تجربه ک کرده ام در کتا بهای لغت به دنبال معنی ککلمه عشق نگردید به اینجا بیائید که اینجا سرا پا عشق و صفا ست بیا و مردان عشق را نظاره گر باش بیا و برادرانت را ببین که خورشید شهادت بر سرشان است ولی درنظر شهدا چیزی ک که کوچکترین ارزشی ندارد مرگ است در زیر آتش دشمن اینها یند که عا شقانه و تکبیر گویان به پیش می روند و قلب خصم زبون را آماج خشم وکینه خود قرار می دهند . برادر هم رزمش دوست دیرینش د ر کنارش به لقای یار می پیوندد و اوست که ک به حال خود می گرید مصممتر و با قامتی افراشته تر به پیش می رود جوانمرد دیگری با داشتن چند فرزند دلاور به همراه آنان تن به نبرد و پیکار بخشیده است , آن دیگری درس و زندگی را یکسره بو سیده و به ک کنار رگذاشته است چرا که نیاز را احساس کرده است و معتقد است که دین و میهن در خطر نابودی است . برادرم به پیران سالخورده دنیا نگاه کن ببین آیا هنوز میل به وفات دارند هنوز از زندگی سیر شده اند هرروز میلشان بیشتر و بیشتر می شود مطمئن باش که تا خود نخواهی دل نتوان کند اراده و ایمانت را تقویت کن و ندای حسین را بشنو ک که یار می طلبد خداوندا شاهد باش که من انچه را که در توان داشتم به عرصه وجود گذاشتم تو نیز قلب ایشان را بسوی خود متوجه فرما آمین .

      برای خانواده ام:

      پدر و مادر بزرگوارم سالیان متوالی به ناز مرا پرورانیدید مطمئن بودم ک که اگر صد سال به جبران می پرداختم نمی توانستم ذره ای از زحمات بی دریغ شما را جبران ک کنم ولی با شها دتم امیدوارم . امیدوارم شها دتم مورد رضای خدا قرار بگیرد تا بتوانم در سرای دیگر بدنبال شما بسوی معبودمان برویم و در کنارش با آقایمان مهدی (عج )بسر بریم . عا جزانه تقا ضای حلا لیت دارم حلا لم ک کنید که سخت محتاجم . خواهر خوبم:

      پاسدار حرمت خون شهیدان باش بگو شهید محتاج نیست شهید ککسی را می خواهد ک که در تمامی جبهه ها به یا ریش بر خیزد و خو نش را همیشه گرم و جوشان نگاهدارد مطمئن هستم که مراقب هستی ک که دنیا اسیرت نکند زندگی تا آنجا ئی زیباست است ک که خدا در کنا رش با تمام وجود خودنمایی ککند زندگی به دور از سایه پروردگار به پول سیاهی نمی ارزد حلالم کن . التماس دعا

      برادر بزرگوارم مسعود جان وظیفه نگهداری و پاسداری از خون شهید از این به بعد برگردن توست چشم امیدم بعد از خدا به توست سعی ک کن بر دهان کسانی بکو بی ک که راه شهیدرا و خون شهید را به بازی می گیرند .

      بدان ک که در همه حال شهدا نظاره گر اعمال و رفتار ما می با شند برادر خوبم شش ماه نماز قضا و روزه امسالم را به تو می سپارم التماس دعا حلالم ک کن .

      خواهران و برادران خوبم وصیت من با شما همان صحبت با برادرم مسعود است برایم فرا وان قران بخوانید . خواهران و برادر برگوارم پدر و مادرم را به شما می سپارم از تمام اهل فامیل عا جزانه تقاضای حلالیت دارم التماس دعا .

      ابراهیم وطن دوست .

      شهادت 18/4/65 مهران تاریخ وصیت نامه 9/4/65

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *