شهید جواد ملک محمدی

    • فرزند : حسین علی
    • تاریخ تولد : 1342/01/01
    • عضویت : بسیجی
    • مسئولیت : امدادگرعملیاتی
    • وضعیت : شهید
    • تاریخ وضعیت : 1364/10/30
    • عملیات : بدر
    • محل وضعیت : جزیره مجنون
    • محل دفن : تهران بهشت زهرا(س)
    • قطعه : 27
    • ردیف : 80
    • شماره : 11
    • وصیت نامه :
      وصيت نامه شهيد جواد ملك محمدي

      بنام ا...پاسدار حرمت خون شهيدان و ياري دهنده مستضعفان وبا درود وسلام بر تمامي پيامبران الهي از آدم تا خاتم و رهروان آنان از خاتم تا كنون وامامان به حق مكتب پرخون و حماسه تشيع و با درود فراوان بر امام كبير ،خميني بت شكن رهبر شكست ناپذير انقلاب خونبار اسلامي وامت شهيد پرور ايران .

      بار الها ترا سپاس ميگوييم زيرا حقيقت عشق را به من آموختي و در اين درياي امواج غرقم ساختي ترا سپاس ميگويم كه تمامي زنجيرها يي را كه نفسم بر وجودم كشيده بود گسستي و تنها با طوق بندگي خودت را بر گردنم آويختي ترا سپاس ميگويم زيرا تنها تو شايسته سپاسي.

      خدايا چه زيباست زندگي در راه تو وشهادت براي دين تو چه زيباست در مقابل تو به خاك افتادن و چه زيباتر بخون غلطيدن خدايا تو شاهد باش كه تنها در راه تو قدم برداشتم و تنها در مقابل توبخون غلطيدم كه تو جانم را خريدي اگر چه متاعم خيلي ناچيز بود ولي تو خود فرمودي و وعده كردي كه اين متاع را طالبي چنانچه با حسين نيز چنين كردي و حسين را هم همچون متاع و كالايي پر ارزش و گرانبها طلبيدي و سيد وسالار شهيدانش ناميدي.

      عاشورا روزي كه ظهرش نه همچون ظهرهاي ديگر بود و آفتاب تابانش نه همچون روزهاي ديگر خورشيد اشعه سوزانش را همچون شعله هاي آتش بر زمين مي تابانيد در صحراي نينوا در كنار شط فرات خيمه گاه حسين در مقابل خرگاه يزيد وياران حسين در مقابل ياران يزيد صف آرايي كردند لحظه انتخاب فراررسيده است يا حسيني باش و يايزيدي بمير چه آنان كه گستاخي آن را ندارند كه شهادت را انتخاب كنند مرگ آنان را انتخاب خواهند كرد و تو اي معشوق مرا منت نهاد ي كه بهترين راه تكامل را انتخاب كنم زيرا كه عشقت را در وجودم شعله ور ساخته و شهادت را نصيبم كردي كه تنها راه نجات خود را از اتش دوزخ و عذاب الهي فقط چشيدن شهد شهادت مي دانم.

      يا حسين اي بزرگ آموزگار شهادت و اي سوخته شعله هاي سركش عشق به تو اقتدا كردم و تو شاهد باش كه همچون ياران تو به ياري تو برخواستم و نداي پر صلابت هل من ناصر ينصر ني تورا لبيك گفتم و اي حسين اكنون شهيدان بر ماشاهدند و تو اي سيد شهيدان غافله سالار اين كاروان هستي مرا راه عشق نما و به اين كاروان متصل فرما كه ياران همه سوي عشق رفتند بشتاب تا ز ره نماني اي خون حماسه در رگ دين برخيز نماز بخوانيم.

      كلامي هم با پدر و مادر: از خجالت و ناراحتي شرم دارم كه از شما در مقابل اعمالم پوزش بخواهم.

      اعتراف مي كنم كه خيلي ناراحتي و مزاحمت فراهم كردم خيلي نافرماني كردم هم در مقابل خدا هم در مقابل بنده خدا .

      من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق ولي انشا الله از شما مي خواهم كه از تقصيرات من بگذريد و مرا بيش از اين در برابر خدايم شرمسار نسازيد شمارا به خدا از اعمال من درگذريد كه خداوند از حق الله مي گذرد ولي از حق الناس نمي گذرد و رسول خداوند فرمود رضا الله و رضا الوالدين رضايت خداوند در رضايت پدر و مادر است.

      اگر جسمي از من باقي بود در تشيع جنازه ام راضي نيستم فردي چه غريبه و چه فاميل كه پشت سر امام صحبت ناروايي گفته است و يا از انقلاب اسلامي ناراضي است شركت كند اگر هم قرار است مراسمي تشكيل دهيد خيلي ساده باشد كه رضاي خدا هم در آن است نماز و روزه قضارا كسي بگيرد كه برايم بخواند از جمله نماز آيات مقدار ي هم پول رد مضالم بدهيد.

      خداوند هميشه مويدتان بدارد و هميشه دعا گوي امام باشيد خدايا خميني ما را براي اسلام و مسلمين حفظ بفرما امامي كه ملت عظيمي برايش دعا مي كنند به قول شهيد عزيز و عظيم آيت الله دستغيب مادامي كه خلق حاضرند اطاعت كنند از ولي امر خدا اولا امر برايشان مستقر خواهد داشت خدايا هر گاه دلم مي گيرد ياد تو مي كنم كه ياد تو و نگريستن بر چهره امامان باعث اطمينان و ارامش قلبم مي شود.

      من چون مفلوكان نمي خواهم كه در بستر بميرم

      مي روم تا همچون مردان در دل سنگر بميرم

      زندگي خوب است اما جرعه جام شهادت

      مي كشم سرتا به بزم عشق هم شيرين بميرم

      بچه هاي مسجد راه شهيد ان را ادامه بدهيد و ياد خداوند متعال باشيد

      والسلام

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *