شهید حمیدرضا معاف

    • فرزند : محمد
    • تاریخ تولد : 1346/01/01
    • عضویت : بسیجی
    • مسئولیت : امدادگرعملیاتی
    • وضعیت : شهید
    • تاریخ وضعیت : 1365/10/21
    • عملیات : کربلای 5
    • محل وضعیت : شلمچه
    • محل دفن : ورامین گلزار حسین رضا
    • قطعه :
    • ردیف :
    • شماره :
    • وصیت نامه :
      وصیتنامه شهید حمید رضا معاف

      به نام الله یاری دهنده قلبها و به نام آن کسی که بوجود آورنده جهان هستی در در هم کوبنده ستمگران و ظالمین میباشد و یگانه پروردگار روی زمین و جهان بشریت است.

      پس از عرض سلام خدمت خانواده گرامیم امیدوارم که حالتان خوب باشد و از خداوند متعال پیروزی و موفقیت شما را در کارهایتان خواستارم .

      مادر اگر من شهید شدم به اموری که من یاد توجه می کردم آنرا انجام دهید ، مادر در صورتی که من از دنیا رفتم که اگر خداوند متعال قبول کند چرخی را که برای خود آنرا توسط پولی که میدهم درست کرده و برای برادرزاده مهربانم مهدی قرار دهید و دیگر اینکه برای خواهر زاده عزیزم سعید نیز یادگاری قرار میدهم آن جاسویچی را که توسط سوت به ساز زدن می افتد آنرا به سعید داده ، بگویید آن مال خود اوست زیرا که من آنرا از وی بطور مستقیم گرفته ام که امیدوارم که مرا ببخشد و به وی بگویی که در کارهای خوب و خدا پسندانه شرکت نموده و از کارهای ناشایست خودداری نماید و از انجام آنها پرهیز کند و همواره دارای اخلاق نیکو باشد و از دستورات و قوانینی که پدر و مادر ایشان گفته است اطاعت کرده و من از وی میخواهم که درسش را ادامه داده و به قولی که به من داده بود عمل کند که در آینده دور دردی از دردها این آب و خاک بر دارد و میدانم که اگر بخواهد می تواند این امر را انجام دهد و همین طور وحید جان و زهرا جان شماها هم این کار را انجام دهید تا هم خدا و هم بندگان خدا از شما راضی باشند ما که نتوانسته ایم کاری کنیم ولی امیدوارم که در عمل و کار را به اثبات برسانم .

      در ایننجا وصیت خود را ذکر میکنم .

      آری مادر اگرچه من کشته شدم و دیگر نتوانستم شما را دیدار کنم از شما تقاضا دارم که مانند همه خانواده های دیگر صبر، تحمل داشته باشید زیرا که خداوند متعال با صابرین است .

      مادر مهربانم میدانم که از من ناراحت هستی و من نتوانستم آنطور که میخواستی برایت فرزندی کنم و از شما خواستارم که خواهرانم را مانند حضرت زینب آراسته گردانید و راه راست را به ایشان نشان دهید و بکوشید که ایشان در مکتب اسلام و ادامه دهنده راه شهیدان باشند و همانند سایر خانواده های شهید رفتار و کردار داشته باشند و در کارهای خود کمتر دچار خطا و اشتباه شوند .

      و چند کلمه با برادرانم صحبت دارم ، برادران میدانم که من از شماها کوچکتر هستم ولی این خواهش را از شما دارم که به آن گوش فرا دهید و اگر توانستید به آن عمل کنید.

      من از شما میخواهم همانند دیگر برادران شهید راه من را نیز دنبال کنید در صورتی که با مشکل روبرو نشویدو نیز سختی که میدانم برای شماها مقداری سخت میباشد مادرم برادرانم و خواهرانم در کشته شدن من ناله و زاری به قدری نکنید که دشمن خوشحال گردد و مرا پس از کشته شدن اگر خداوند پذیرفت در بهشت زهرا دفن کنید و در ضمن بگردید اگر بدهی دارم و یا حرف ناروایی نسبت به کسی زدم بیابید و آن را از من راضی گردانید .

      سخنی با دانش آموزان و کادر دبیرستان دارم . شما دانش آموزان درسهایتان را به خوبی بخوانید که بتوانید در آینده دردی از دردهای جامعه کم کنید و دبیران و کسانی که در دبیرستان با من بودید میخواهم که مرا ببخشید و اگر خطایی از من نسبت به ایشان سر زده بود صرف نظر کنند .

      به امید پیروزی حق بر باطل

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *