شهید عباس زال

    • فرزند : مختار
    • تاریخ تولد : 1348/12/10
    • عضویت : بسیجی
    • مسئولیت : امدادگرعملیاتی
    • وضعیت : شهید
    • تاریخ وضعیت : 1365/10/20
    • عملیات : کربلای 5
    • محل وضعیت : شلمچه
    • محل دفن : تهران بهشت زهرا(س)
    • قطعه : 53
    • ردیف : 174
    • شماره : 10
    • وصیت نامه :
      بسم ا... الرحمن الرحيم

      ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل ا... امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون

      وصيت نامه شهيد عباس زال

      شهادت مي دهم كه خدايي به جز پروردگار يكتا و يگانه جهانيان نيست و شهادت ميدهم كه از طرف خداوند براي هدايت ما 124 هزارپيامبر فرستاده شده است كه اول آنان حضرت آدم و خاتم آنان حضرت محمد (ص) مي باشد و شهادت مي دهم كه 12 امام بر حقند و اول آنان حضرت علي(ع) و دوازدهمين انان حضرت مهدي (عج)مي باشد .

      با عرض سلام به حضور پدر ومادر بسيار مهربانم و بسيار زحمت كشم كه هميشه رضايت پروردگار را از ايشان دارم و اميدوارم كه تحت توجهات و عنايات حق تعالي بهره مند باشد . اي مادر مهربانم و اي پدر زحمت كشم به فرموده خداوند عز و جل كه در سوره بقره آيه 151 ميفرمايد هرآئينه آزمايش ميكنيم شما را به چيزي از ترس و گرسنگي و كاستن مالها و جانها و مژده به شكيبايان را كساني كه هنگامي كه ميرسد برايشان مصيبتي گويند بدرستي كه مااز خدائيم و بدرستي كه به سوي او باز ميگرديم .

      پس خدا را در نظر داشته باشيد و از نبودن من ناراحت نباشيد چون من به جائي ميروم كه همه بايد برويم و چه بهتر كه بگونه اي برويم كه رضايت حق در آن است و بگونه اي برويم كه در آخرت نزد شهدا و نزد خداوند روسياه و خجل نباشيم . پدر جان و مادرجان اين را در نظر داشته باشيد كه هرچه خدا بخواهد آن مي شود و خوشا بر من كه در راه اداي تكليف الهي و مبارزه با دشمنان خدا از اين عالم فاني حركت كردم .

      پدرجان مي دانم داغ ديده هستي و ميدانم كه برايم خيلي زحمت كشيده اي و مرا بزرگ نمودي و تو چه پدر با ارزش و بزرگواري بودي كه با رفتن من به جبهه موافقت نمودي و حاضر شدي كه فرزند خويش را در جهاد با كفر قرباني نمائي و در نظر داشته باشيد كه خدا اين عمل را ضايع نمي كند وصبر كن و ازاين امتحان و اين آزمايش خوشحال و خشنود باش و مادرجان مي دانم كه تو هم داغ ديده اي و براي من بسيار زحمت كشيده اي تو نيز در نظر داشته باش مادراني را كه چندين فرزند و چندين جوان را در راه رضاي حق قرباني نموده اند و تو نيزاي مادر قهرمان به اين امتحان افتخار كن كه فرزند ناقابل خويش را در راه خدا داده اي مگر خون من رنگين تر از خون ديگر شهداست؟ ، نه هرگز چنين نيست تا هنگامي كه دين خدا احتياج به حفاظت و خون دارد بايد داغ ديده شد و بايد براي حفظ اسلام جوان داد تا از حق دفاع كرد و اين سخن خداوند و سخن مولايم حضرت علي (ع) و ابا عبدا... (ع) مي باشد . در زندگي خدا را درنظر داشته باشيد و جز خدا به كسي دل نبنديد كه غير خدا همه فاني اند و همه از ما جدا خواهند شد . اي مردم بدانيد كه كسي كه از اين دنيا و اين زندان مي رود چيزي جز عمل با خويش نميبرد و بگوئيد كه اعمال داشته باشيد نه اموال و مانند كساني نباشيد كه محكم دنيا را گرفته باشند و هيچ جائي را نمي بينند اين دنيا و اين اموال شيطانند مواظب باشيد زيادي آن شما را از آخرت فريب ندهد .

      اي پدر و مادر عزيزم شما چه خوب بوديد و چه بزرگواريد و اميدوارم به خوبي و مهرباني و بزرگي خويش هرگناهي و هر بي احترامي و هر اشتباهي كه باعث ناراحتي شما شده ببخشيد و مرا از روي بزرگواري خودتان حلال كنيد .

      وصيت شهيد به برادران خويش

      داداش ابوالفضل اميدوارم هرلحظه به ياد خدا باشي كه جز او دادرسي نيست و اميدوارم كه مرا حلال نمائي و هر بدي و هر بي احترامي و گناهي كه از من مشاهده كرده اي مرا ببخشي وداداش رضا ، داداش مجتبي ، و داداش مرتضي جان و ... اميدوارم كه مرا حلال نمائيد و اين داداش حقير خود را ببخشيد و اين را در نظر داشته باشيد كه نمازهايتان ترك نشود و آن را اول وقت و در مسجد به جماعت به پا داريد و هيچگاه از سخنان پدر و مادر عزيزمان نافرماني نكنيد و داداش ابوالفضل از سوي من حلاليت بطلب .

      داداش ابوالفضل ازجبهه و مسجد و جهاد در راه خدا دست مدار و اميدوارم همانگونه كه پدر و مادرمان از آمدن من به جبهه ممانعت نكردند با تو نيز چنين باشند تا انشاا... بزودي زود كربلا اين سرزمين عاشقان ثارا... آزاد گردد و اسراء‌نيز به آغوش خانواده و مادران چشم براهشان برگردند .

      پدرجان در آخر باز از همه حلاليت ميخواهم و تقاضاي من اين است كه يك روز روزه قضا دارم و ميخواهم هنگام دفن من انگشتانم را مشت كنيد كه نفرت و غضب خويش را به كساني بنمايانم كه مخالف با جنگ و مخالف با اين انقلاب و امام هستند و چشمانم راباز بگذاريد تا گمراهان بدانند كه من از روي آگاهي و از روي شناخت همچون شهداي ديگر اين راه را انتخاب كردم و اميدارم پيرو راه اباعبدا...(ع) باشيد و هيچگاه از راه امام و انقلاب منحرف نشويد و اميدوارم مرا به خاطر بسپاريد نه به گور .

      ودر پايان تشكر ميكنم از ايزد منان خداوند عز و وجل كه به من اين لياقت را و اين سعاد را كه اصلا لايق آن نبودم و از روي رحمت وعنايات خويش به من داد تا بتوانم به جبهه بروم و اين جان ناقابل را كه در راه خدا هيچ ارزشي ندارد ولي براي من بالاترين هديه بود به او تقديم نمايم و از پروردگار با عظمت متشكرم كه مرا در كشور ودر مملكت اسلامي وشيعه با رهبري عادل و امامي چون خميني كبيرخلق نمود . ديگر عرضي ندرام جز حلاليت از همه دوستان و داداشهاي خوبم و تمام فاميلهاو اميدارم كه مرا ببخشند .

      خوشا بر من كه دلدارم حسين است به محشر ياور ويارم حسين است

      سر وكاري ندرام در دو عالم كه در عالم سروكارم حسين است

      به بالينم نميخواهم طبيبي چراخواهم كه غمخوارم حسين است

      نميترسم من از روز قيامت كه در آنجا طرفدارم حسين است

      خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار

      عباس زال

      19/10/65

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *