شهید حمید رحیمی کشه

    • فرزند : حسن
    • تاریخ تولد : 1345/01/01
    • عضویت : پاسداروظیفه
    • مسئولیت : پزشکیار
    • وضعیت : شهید
    • تاریخ وضعیت : 1365/10/26
    • عملیات : کربلای 5
    • محل وضعیت : شلمچه
    • محل دفن : تهران بهشت زهرا(س)
    • قطعه : 53
    • ردیف : 79
    • شماره : 10
    • وصیت نامه :
      بسم الله الرحمن الرحیم

      و قاتلو فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدون ان الله لا یحب المعتدین و اقتلوهم حیث تعقتموهم و آخر ُجوهم من حیث اخرجوکم والفتنه اشد من القتل

      (قرآن کریم سوره بقره آیات 190-189)

      و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الذین لله

      (سوره بقره آیه 192)

      در راه خدا با آنانکه به جنگ و دشمنی شما بر می خیزند جهاد کنید ولیکن ستمکار نبا شید که خدا ستمکاران را دوست ندارد و هر جا مشرکان را دریافتید به قتل برسا نید و از شهرهایشان برانید همانطور که آ نها شما را از وطن آواره کردند فتنه گری که آنها کنند سختتر و فسادش بیشتر از جنگ است ،با کافران جهاد کنید تا فتنه و فساد از روی زمین برداشته شود و همه را آئین خدا فرا گیرد .

      متن وصیتنامه شهید :

      با سلام و درود بر امام زمان (عج) و رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی و امت حزب الله و شهدای

      اسلام .

      فلسفه تاریخ انسانها بر اساس مخالفت در ابعاد گونا گون و تضاد میان معروف و منکر درگیری بین دو جهت استکبار و استضعاف طاغوت و خدا ، شرک و توحید و جور و قسط است ،به طوریکه با جنگ آغاز و با جنگ پایان می یابد از هابیل تا امام زمان (عج) جنگی که در آغاز انسان حق پرست و حق گو در تجاوز و حریصاً نه انسان حق کش به شهادت میرسد و در آخر الزمان انشاء الله با واژگونی طاغوت و تو طئه های مردم فریب انتقام انسان مظلوم غضب شده و فریب خورده گرفته می شود و برابری در نتیجه صلح رو شنایی پیروز می شود زمین را انسانهای راست اندیش درست کار به میراث می برند و محکومین زمین رهبران زمان می شوند و بنا براین این در هر عصری و نسلی خدا و طاغوت درد و چهره حسینی و یزیدی در مقابل هم قرار می گیرند و انسانها را به یاری خود میطلبند و برای انسان سه راه پیداست یا به پلیدی می پیوندد به امید حکومت ،ریا ست ،عشرت خیمه گاه عدل و آزادی را به آتش می کشند و بر روی خلیفه خدا شمشیر می کشد و ایمان را سر می برد و سرش را به سو غات می بردو بر اجساد حقیقت اسب می رانند و ناموس خدا را به زنجیر میکشند و در بازار زشت فا جعه میگرداند و هر کس در هر کجادم از خدا بزنند خونش را میریزند و آرمانش را در تمام این اعمال این است که بر تخت حکومت تکیه بزند که شرفش در زیر آن مدفون شده و اما راه دوم اینکه به پاکی بپیوندد و از تحمل این همه جنایات عاجز است در فرار از آتش سوزان دوزخی تن به نسیم خوش بهشتی می سپارد و به سوی جان پرور آشنایی دل می نهد و همچون قهرمان کربلا سپرش را به نشانه تسلیم در برابر حق پرستی فرو میگیرد و چکمه هایش را به نشانه خضوع در برابر امامش به گردن بندگیش می افکند و به دعوت امام راستی ورستگاری لبیک می گوید و به جای آنکه کرمی باشد که در لجن زارخوشخبتی باشد سفینه نجاتی میگردد که درموج سرخ شهادت خویش به سوی کمال می راند و مسئولیت ارزشهای که به فراموشی سپرده شده به گرده زمان می نهد تا حق رستان فردا به میراث ببرند و در مقابل وفای به عهد ومیثاق تا خدا اوج میگیرد و از دستان مهربان خداوند طعامی می خودرکه ویژه شهیدان ساخته اند امانه راه اولو نه راه دوم بلکه درمیان جنگ راستی ودرو؛ غرش توپها ونعره هواپیماها و موشکها و خرابیها و ویرانیها و در میان طوفانی که از به آتش کشیده شدن خیمه ها مادران و فرزیندان بی پناه بر ا شده و در میان شیون کودکان بی سرپرست و پرچمهای سرخی که بر فراز قبرهای نام آوران گمنام برپا شده در میان اعجاز آفرینی مجاهدان به پا خواسته و جویبار خونی که از تن گرم شهیدان براه افتاده و کور و کر سر و دلش همه فریادها را نشنید و همه رویدادهای را ندیده میگیرد و درتب حریت خودش رابه خریت می زند و نگاهش راازدور دستها می دزد که مبادا شاهد عاشورای خویش و عاشورای یارانش باشد ویا درگیر و دار آتش چون آئینه رویش و خودش را برای دیگران و به هرحال یا برنماز بدون عمل صالح می ایستد و یا به فساد می نشیند و یا پولهای جیبش را می شماد و یا بر چربیهای شکمش می افزاید . خلاصه انسان بر سر این سه راه قرار دارد و می تواند انتخاب کند وبیائید از خود بپرسیم که مسئولیت یک انسان مسلمان در مقابل اعتقاد به خدا چیست . مسئولیت انسان این است که در مقابل اعتقاد به حق با نظام ظلم و جور و تبعیض درهرکجا که هست هرچند با امید ضعیف مقابله کند و اگر نتوانست آن را مغلوب سازند باید رسوا کند و اگرحق را نمی توان استقرار بخشید و ثابت کرد باید طرح نمود و به زمان شناسانده وزنده نگهداشت تا لااقل مردم دنیا بدانند آنچه که حاکم است ظلم است و آنچه که مورد تجاوز و تعدی قرار دارند و زندانی و تحقیر میشود کتک میخورد ، بمباران میشود حق است و چیزی جز حق نیست و دید و روش انسان مسلمان باید ازعمق مطلابی که از ائمه (ع) و پیامبر (ص) و قرآن بدست می اید مطابق باشد و اینطور نباشد که کنج ستونی بنشینیم و گریه کنیم اشک تنها اثر شیمیایی روی پیروزی ندارد . گریه کردن برای گرفتن کمک ازخداوند و ائمه (ع) وشفاعت آنها موقعی موثر است که باد عشق و ایمان به آنها انسان را مجاهد بپروراند ، آنها انسانهایی را که در بیرانه جهل سردر گم و یا در راههای امن و راحت و پرلذت زندگی حرکت میکنند یاری و شفاعت نمی کنند آنها دانش آموزان خوب خود را یاری می کنند دانش آموزانی که راه آنها را ادامه میدهند نه آنهائی که فقط یاد آنها را می کنند ومسئله دیگر اینکه صداقت در کارها فراموش نشود اگر درجمعی چیز دیگری جایگزین صداقت بشود باید خط سیاه دورش کشید وصداقت یعنی ببینی حق کدام است و همانرا را اجرا کنی و چیز دیگر یعنی سوای مصلحت اندیشی و این چرت و پرتهایی که خدا منشا نه آنچه را که خود می خواهیم نه آنچه را که حق مشخص کرده اجرا کنیم مبادا گوشها چنان به نمونه های قدرت و حکومت و خود خواهائی مشغول شود که دیگر صدای نرم و ضعیف دوستان دلسوز و در بعضی موارد پایمال شده و به گوش کسی نرسد مبادا زحمات روحا نیت مبارز و پیرو خط امام را فراموش کنیم که از تکبیر نمازمان تا انقلابمان را مدیون آنها هستیم مبادا پیروزی و عزت و شرف مسلمانان را مو قعی بخواهیم که راحت بدست بیاید و اگر همراه با مشکلات باشد از خیرش بگذریم و تمامی خونها یی که برای این حرکت ریخته شده نا دیده بگیریم و از مواضع وحقوق اسلامی عقب نشینی کنیم که بقول امام عزیز اگر یک قدم عقب بگذاریم قلم پایمان را می شکنند طوری که دیگر هیچ کس نتواندندای وا اسلاما سر بدهد سخن را کوتاه کنم و به نظر من بهترین وصیتی که می شود کرد این است که بگویم به سخنان خدا در قرآن و ائمه اطهار گوش کنید و عمل کنید و چه نصیحت و وصیت از قول آنها می ترسیم چون آنها بهترین گوینده و بهترین عمل کننده هستند حضرت پیامبر اکرم (ص) خطاب به حضرت علی (ع) می فرماید یا علی بهترین جهاد این است که چون سر از بالین بر می داری به فکر ستم نباشی و یا علی (ع) مومن هشت خصلت دارد به هنگام حوادث با وقار و استوار و در وقت بلا شکیبا و در راحتی شکر گذار و بر روزی خدا قانع و بر دشمنان ستم روا ندارد و بر دوستان تحمیل نکند و خود را برای راحتی ریگران برنج افکند و پیامبر (ص) خطاب به اباذر می فرمایند ای اباذر به حرف برادر زاهد که به دنیا رغبت است گوش کن آن کسی است که قبر و پوسیدگی تن را فراموش نکند و زمینهای دنیا اضافه بر ضرورت را رها ساز،ای اباذر چون به دنبال جنازه ای میروی عقلت مشغول تفکر و خشوع باشد و هم به او ملحق خواهی شد ای اباذر بسیار به مسجد رفتن جهاد است وای اباذر مردمی از من که در نازو نعمت زائیده و بزرگ میشود و همکارشان خور و خواب است و چرب زبانی می کنند آنها بهترین امت من هستند حضرت علی (ع) خطاب به امام حسن (ع) می فر ماید دنیا خواهان سگهای درنده و شکار جوئی هستند که توانای آنان نا توانشان را بخورد و بزرگ آنها بر کوچکشان با زورو زیان برساند و امام صادق (ع) میفرماید هر کس به اندازه یک وجب از جماعت مسلمین فاصله بگیرد رشته اسلام را از گردن خود گسسته است و امام حسین (ع) می فرماید تا زنده هستیم نمی گذاریم که ستم کاران به دولت و فرماندهی برسند مگر پس از مرگ ما زمان سلطنت آنان فرا رسد .

      و اما چند کلمه ای با خانواده ام :

      با عرض سلام خدمت پدر ومادر وبرادر وخواهران عزیزم و امیدوارم که مرا حلال کنید شاید در زندگی فرزند مفیدی واقع نشدم و از تمام ناراحتی هایی که برای شما درست کردم عذر می خواهم و اگر نا حقی و اگر ناحقی در حق شما شد به حساب کوته فکری و آگاهی نداشتن از مقام والای پدر و مادر بگذارید و جداً از سر تقصیرات من بگذرید و این را بدانید که خوشی ها و لذتهای زندگی زود گذر است و سالها پدرها و مادر ها کنار فرزندانشان زندگی کردنند و بعد هم رفتند حالا با چه نحوی بماند و آخرش هیچ نباید گفت زندگی بیهوده است ولی زندگی خوب است که هدف داشته باشد یعنی در کنار زندگی به کسی ظلم نشود از ارزشهای اسلامی و انسانی دفاع بشود و انسان به خداوند نزدیک شود و اگر قرار باشد فقط جنبه های حیوانی زندگی مطرح باشد خوب چهار پایان هم زندگی میکنند تازه آنها اگر به حریمشان تجاوز بشود جفتک هم می زنند ولی بعضی از ما به اصطلاح انسانها به فکر و عقیده مان تجاوز می شود حتی به اندازه یک حیوان هم به دفاع بلند نمی شویم و اما من به وظیفه ای که داشتم عمل کردم تا دین خدا در تمام جهان گسترش یابد و امیدوارم که اگر در این راه مرتکب خطائی شده باشم خداوند ببخشد واز شما می خواهم که در زندگی خدا را هدف قرار دهد و در وظایف شرعی و اجتماعی و مسائل مختلف مفید باشید و هر چه پیش آمد سختی و خوشی خداوند بزرگ را شکر کنید و به فرزندانتان نماز قرآن بیاموزید تا تعلیمات اسلامی سر لوحهاعمالشان قرار بگیرد و از همه خصوصاً دوستان و آشنایان و بخصوص فامیلها می خواهم که مرا حلال کنند و در مراسم که انجام می دهید بی آلایش و سادگی را مد نظر داشته باشید و از تشریفات و تزئینات و سر و صدا بپرهیز و یک طوری مراسم بگیرید که اگر در زنده بودن خدمتی برای ملت مسلمان انجام نداده ایم لا اقل مزاحم آنها نباشیم و از خرجهای کلان دوری کنید و از کسی طلبکار نیستیم و حدوداً یکسال نماز قضا و 53 روز –روزه قرضی دارم که نمازها را تا حدودی خوانده ام نمی دانم چقدر خوانده ام و در مورد مسا ئل مالی هر طوری که خودتان تصمیم می گیرید عمل کنید و مرا نیز همچون دیگر برادران شهید در بیهشت زهرا به خاک بسپارید باشد که از مقام والای آنان رحمت پروردگار متعال شامل حال اینجانب بشود و انشاء الله گناهان من بخشوده شود .

      راستی چه زیبا ست عشق بین انسان و خدا ،عشقی که اگر عاشق را ذره ذره کنند باز دم از معشوق می زند .

      خدایا ،خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار .

      حمید رحیمی-4/10/65

      فرازهایی از وصیتنامه شهید رحیمی :

      به نظر من بهترین وصیتی که می شود کرد این است که بگویم که به سخنان خداوند و ائمه اطهار (ع) گوش کنید و عمل کنید

      در هر عصری و نسلی خدا و طاغوت در دو چهره حسینی و یزیدی در مقابل هم قرار می گیرند و انسانها را به یاری خویش می طلبند .

      و اما من به وظیفه ای که داشتم عمل کردم تا دین خدا را در سراسر جهان گسترش یابد.

      از تشریفات و تزئینات و سرو صدا بپرهیزید و یک طوری مراسم بگیرید که اگر زنده بودن خدمتی برای ملت مسلمان انجام ندادیم لااقل مزاحم آنها نباشیم و از خرجهای کلان دوری کنید .

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *