شهید محمدتقی رجبی کبود چشمه

    • فرزند : محمدحسین
    • تاریخ تولد : 1347/08/01
    • عضویت : بسیجی
    • مسئولیت : امدادگرعملیاتی
    • وضعیت : شهید
    • تاریخ وضعیت : 1365/10/20
    • عملیات : کربلای 5
    • محل وضعیت : شلمچه
    • محل دفن : تهران بهشت زهرا(س)
    • قطعه : 29
    • ردیف : 45
    • شماره : 1
    • وصیت نامه :
      بسم الله الرحمن الرحيم

      وصيت نامه شهيد محمدتقی رجبی به امت شهيد پرور

      خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خريداری می کند که در برابرش بهشت برای آنان باشد.آنها که در راه خدا پيکار می کنند ، می كشند و كشته می شوند اين وعده حق است.

      خدايا بار پروردگارا تو را به جان رسول الله مرا ببخش و بيامرز . يا الله يا مولای معبود بی همتا و ای رب کريم من چگونه ميتوانم در برابر تو بايستم ، خدايا من خيلی شرمنده ام و نميتوانم سرم را بالا بگيرم ، پروردگارا، مولای من ، معشوق من بارخدايا خودت می دانی که من چقدر ضعيف و ناتوانم و با اين بدن ضعيف و لاغر چگونه ميتوانم عذاب تو را تحمل کنم پس تو را به جان فاطمه زهرا (س) دست من بيچاره را هم بگير و نگذار در پرتگاه ذلالت بيفتم. خدايا ، مولا جان اگر خواستی مرا عذاب کنی لااقل در مقابل پيامبر و ائمه (ع) عذاب نکن. خدايا ، مرا در خلوت عذاب کن و آبروی من بيچاره را مريز. خدايا ، پروردگارا من در تاريکی شب و در ظلمات می نشينم و تو را صدا می زنم تا تو تاريکی دلم را روشن کنی . يا الله، چقدر زيباست و چقدر لذت دارد که نام تو را می برم و ميخوانم . خدايا

      امام عزيز ما را نگهدار و تا انقلاب حضرت مهدی(عج) طول عمر عطايش کن.

      ای امام عزيز هيچ کس مانند بسيجی تو را نشناخته و هيچ کس مانند تو بسيجی ها را نشناخته پس پيش خدا ما بسيجی های مظلوم را شفاعت کن.

      سلام بر امام زمان (عج) و سلام بر خميني بت شكن و سلام بر تمامي شهداي اسلام و قرآن.

      خداوندا چه بگويم و چه بنويسم تو خود شاهدی که من از همان اول تنها بودم و تنها نيز جان خواهم سپرد ، همانگونه که زينب (س) تنهای تنها در کشوری غريب بدون مادر و پدر و برادرانش مظلومانه از اين جهان چشم بر بست. ای پدر و مادر عزيز و مهربان من چه ميتوانم به شما بگويم جز اينکه از شما معذرت بخواهم و بگويم که مرا ببخشيد . ای پدر از شما خيلی معذرت می خواهم که نتوانستم جواب زحمات چند ساله ای که برای اين حقير کشيدی بدهم و ای مادر تو نيز برای اينکه خيلی زحمتت دادم مرا ببخش و از خدا طلب آمرزش برايم بخواه .

      ببوسم دستت ای مادر که پروردی مرا آزاد بيا بابا تماشا کن که فرزندت شده داماد

      به حجله می روم شادان ولی زخمی به تن دارم بجای رخت دامادی لباس خون به تن دارم

      تو ای مادر مکن گريه که من اکنون بسی شادم نمردم زنده ميباشم بود رنج تو در يادم

      همانا شير پاک تو مرا جانباز پرورده که جان خويشتن را در ره اسلام و دين دادم

      حسين جان دوست دارم موقعی که بر زمين می افتم تو به جای پدرم بالای سرم باشی همانگونه که بالای سر علی اکبرت بودی ، و تو يا فاطمه زهرا (س) دوست دارم که موقع جان دادنم تو به جای مادرم نيز بيايی و بر زخمهايم مرهم بگذار

      و السلام علیکم و رحمت ا... و برکاته

      حقیر محمد تقی رجبی

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *