شهید محمد حاتم خانی

    • فرزند : مراد
    • تاریخ تولد : 1339/05/30
    • عضویت : پاسدار
    • مسئولیت : بهداشتیار
    • وضعیت : شهید
    • تاریخ وضعیت : 1362/12/11
    • عملیات : خیبر
    • محل وضعیت : جفیر
    • محل دفن : تهران بهشت زهرا(س)
    • قطعه : 27
    • ردیف : 17
    • شماره : 16
    • وصیت نامه :
      بسمه تعالي

      وصيت نامه شهيد محمد حاتم خاني

      برويد وصيت نامه شهدا را بخوانيد انسان را تكان ميدهد . امام خميني

      با عرض سلام به آقا امام زمان عجل ا... تعالي فرجه الشريف و نايب بر حقش امام خميني روحي فداه

      سلام برعاشقان و پيروان امام علي عليه السلام كه در هرزمان با دادن خونشان اسلام را زنده نگه داشته اند .

      سلام بر عاشقان حسين (ع) سلام بر شهداي كربلاي ايران سلام بر عباسان و قاسمان زمان .سلام بر علي اكبرها وعلي اصغر هاي عاشوراهاي ايران سلام بر شهدايي كه از جان و مال و كاشانه و زن و فرزند و مادر و پدر خويش براي رضاي خداوند تبارك و تعالي گذشتند .

      سلام بر شهيدان كه از جنازه شان چيزي جزء مقداري خاك و پودر باقي نماند و با عرض سلام بر پدر و همسر عزيزم.

      بعد از ماهها انتظار توفيق اين را يافتم كه در صف سربازان امام زمان (عج) حضور يافته و به ملت شهيد پرور آن ملت خدمت گذاري كرده بر عليه كفر جهاني و شيطان كوچك مترسك آمريكا صدام يزيد كافر بجنگيم مي روم با توشه اي تهي يك سري گناه و ريا و گناه با جهل مركب و با دلي سنگ و پشتي سنگين از گناه و با اميد و انتظار بلكه مگر آن خداي ، آن خداي رحيم ، آن خداي حليم ، آن خداي ارحم الراحمين آن غفار الذنوب با مهربانيش مهري به ما كند .

      من مي روم با توشه اي خالي آخر من نميدانم چگونه مي توانم در روز قيامت با اشخاص غريب از من در آخرت و نزديك در دنيا برخورد كنم .

      آنگاه كه همه يكصدا گويند اي گناه كار ( لم تقولون ما لا تفعلون) ( چرا چيزي را كه عمل نمي كنيد مي گوييد )و ( داتامرون الناس بالبر و تنسون انفسكم افلا تعقلون)( آيا مردم را به نيكي مي خوانيد و خود فراموش مي كنيد . آيا تعقل نمي كنيد ) آنگه چه خواهم گفت .

      من مي روم چرا كه بايد رفت آري برادر بايد رفت ، بايد رفت اگر چه در اين رفتن سختي ها و بلاهاي زيادي به انسان تحميل مي شود . بايد عاشق شد بايد رها كرد . بايد بريد . اي برادر بنگر و نظر كن زيرا تا انسان از اين دنيا نبرد و آنرا رها نكند نمي تواند كه به هدف برسد. اي برادر بنگر و نظر كن و تعقل كن . فكر كن ببين از كجا آمده اي آيا بيهوده تو را به اين دنيا فرستاده اند و يا با هدفي مشخص و آيا آن هدف غير از بندگي و عشق به معشوق است .( و ما خلقت و الجن و الانس الا ليعبدون)

      دنيا همه هيچ و كار دنيا همه هيچ اي هيچ زبهر هيچ بر هيچ مپيچ

      آه كه از دوستي با اين دنيا متنفرم. بدم مي آيد هر وقت نيازمندي را مي بينم خيلي كم بلكه اصلا امكان ندارد كه چيزي به او ندهم حتي بعضي مواقع حاضرم خودم را پول كنم و مانند صدقه اي خود را در برابر او قرار دهم بلكه بي نياز شود و گاهي آرزو مي كنم اي كاش نبودم و دلم مي خواهد از اين دنيا بروم و آرزو دارم شهيد شوم چرا كه:

      اين دل تنگم غصه ها دارد گويا ميل كربلا دارد

      و اما همسرم تو براي من عيالي مهربان و با وفا بودي در روزهاي دلتنگي غمخوار و در روزهاي شادي شريك من بودي .تو دوستي فداكار و با گذشت بودي خداوند انشا ا... توفيقت بدهد و همسرم تو مانند فاطمه (س) باش . صبور و مقاوم باش و چون كوه استقامت كن . همسرم مبادا اشك بريزي و اگر هم اشك ريختي براي حسين (ع) بريز كه خانواده اش را به اسارت بردند . براي زينب ناله كن كه تمامي برادران و فرزندانش را از دست داد آن هم در محيطي كه نمي توانست حرفي بزند . لذا با اين حال مشاهده مي كنيم كه چگونه با سخنان گوهر بارش كاخ ستمگران را لرزاند پس تو نيز همانند او باش و در آخر همسرم هميشه دعايت اين باشد كه خداوند رزمندگان اسلام را پيروز گرداند و طول عمر براي رهبر عزيزمان عنايت فرمايد.

      اما شما پدرم : خيلي براي من زحمت كشيدي خداوند انشاءا... به شما توفيق بدهد . پدر جان هرچه مي تواني از مردم شفاعت مرا بگيريد از فاميل ها كه مرا حلال كنند و هر بدي كه از من ديده اند ببخشند چون من به آنها نتوانستم خوبي بكنم چون سعادت آنرا پيدا نكرده بودم .

      من براي اين به جبهه آمدم كه وظيفه الهي است كه براي خدا و خلق خدا خدمت كرده باشم و وظيفه هر مسلماني است كه در راه خدا به خلق خدمت كند . ممكن است مرگ در حالت عادي و هر موقع كه بشود به سراغ انسان بيايد پس چه بهتر كه انسان در راه خدا بجنگد و شهيد شود .

      اما تو پسرم : كميل و سجاد

      شما ها انشاء ا... كه بزرگ شديد افتخار كنيد كه پدر شما شهيد شده است و اگر از شما پرسيدند كه پدرتان كو؟ بگوييد رفته است تا سر حسين را زيارت كند . رفته است تا بلكه بتواند جان ناقابلش را در راه انقلاب بدهد. رفته است راه كربلا را باز كند. رفته است تا بلكه بتواند با دادن جان ناقابلش خنده بر لبان رهبرش ببيند .

      پسرم كميل و سجاد يك موقع فكر نكنيد كه شماها يتيم هستيد . نه يتيم نيستيد پدر شما ها پير جماران است البته او پدر فرزندان شهيد ان است . پسرم كميل و سجاد انشاءا... كه بتوانيد در آينده به اسلام و كشورتان خدمت كنيد چون اين كشور كشور الهي است .پسرم كميل و سجاد انشاء ا... بزرگ شديد از مادرتان خوب نگهداري كنيد و نگذاريد كه او ناراحت باشد و يار و غمخوار او باشيد . چون او واقعا مادري مهربان و دلسوز است مادري فداكار است مادري ايثارگر است من كه به سهم خودم از او شرمنده ام چون نتوانستم به او خدمت كنم انشاءا... كه خداوند اجرش را مي دهد.

      در پايان فرزندانم هر دوي شما را به خداوند متعال مي سپارم و هر سه نفر شما را مي بوسم و مجددا به خداي بزرگ مي سپارم.

      و اما برادرانم و خواهرانم: از شما مي خواهم نماز و عبادت خود را بر پا داريد و در مسجد ها و نماز جماعت ها و نماز جمعه ها شركت كرده و مرا حلال كرده و دعا كنيد و مرا هم شفاعت كنيد و امام و رزمندگان را دعا كنيد .

      محمد حاتم خاني

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *