شهید قاسم امینائی

    • فرزند : علی
    • تاریخ تولد : 1345/09/14
    • عضویت : بسیجی
    • مسئولیت : بیسیم چی
    • وضعیت : شهید
    • تاریخ وضعیت : 1367/04/31
    • عملیات :
    • محل وضعیت : شلمچه
    • محل دفن : تهران بهشت زهرا(س)
    • قطعه : 40
    • ردیف : 129
    • شماره : 10
    • وصیت نامه :
      بسم الله الرحمن الرحیم

      «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله »

      خداوند متعال را سپاس گذارم که من را قابل دانست و در میان اصحاب و یاران مخلص خود قرار داد تا شاید به روی من توبه شکن نیز راه ثوابی بازگردد خدایا بنده حقیر ، گناهکار ، وامانده و مفلوک، از اینکه در میان یاران پاک و بی ریا می باشم شرم دارم و خجلت زده ام چون آنان در ملکوت سیر می کنند و من در بحر هوی و هوس خویش . پروردگارا بار سنگین گناهم مرا رنجانده ،قلبم رفته رفته رو به سیاهی می گذارد، می خواهم بگویم تا شاید اشک غبار از دلم بردارد ولی اشک چشم را گناه خشکانده و چون کویری سرد و بی روح گردانده ، می خواهم با قلبم معبودم را بخوانم ولی تیرگی وجودم برای انعکاس سوز دلم راهی باقی نگذاشته پس خدایا، برایت خون خود را میریزم شاید همانگاه بغض گلو بازگردد و اشک جاری شود و غبار جهل و نادانیم را بروباید و پرده عفو و ندامت را بر چهره شرمسارم کشد و رضایت تورا که همان آرزویم بوده و هست و می باشد جلب نماید .

      خدایا از اینکه شایستگی پوشیدن لباس رزم در راهت را به من ارزانی داشتی قدرت شکرگذاری ندارم ولی با تمام وجودم سپاسگذار می باشم و میخواهم که هنگام قرار گرفتن در بوته امتحان الهی دست یداللهی خود را از پشت من برنداری و همیشه سایه ایمانت را بر وجودم مستدام داری،مبعود عادلم به یاد تو قوت می گیرد دوست دارم زمانیکه خسم پلید از هر سو عرصه را بر من تنگ گردانیده و قصد دارد دینم ،شرفم و ناموس اسلام و ملتم را منکوب کند ایمانی استوار و دشمن کوب به من اعتا نماییی تا اخرین قطره خون و واپسین لحظاتم امان از کف ملحدین و کفار برگیرم .

      سخنی با برادران و خواهرانم اقوام و آشنایانم و دوستان و یارانم:ما وارث کسانی هستیم که فعل بازیهای گذشتگان را عزو ابروی میدانستند کسانیکه از رزمها مسلمین و سرگذشت پیامبر اسلام جز داستانهای شور نگیز برای ما چیزی فراتر از این راه نمی پسندیدند و اگر مسلمی کنجکاو علل حصر شعب ابیطالب میگشت خود را در میان دیوارهای نمور سلولهای مخوف دژخیم می یافت اینان قران را زراندود می کردند و جلد و اوراق را مزین می نمودند ولی از تزیین روح و وجود ما جلوگیری می نمودند اگر مومنی جویای ایات رزم و جهاد با ظالم بود بدنش در زیر ضربات شلاق و لگد های جلادان خرد و نابود می گشت فاتح اعماق اوقیانوسها و کهکشانها باشند اینان حتی جوانان خود را در جزیره نفرین شده لختیها حبس کردند و یا در کابارها و قمار خانه ها و یا ویلان خیابان به دنبال هرزگی انداختند تا مانه ای در سر راهشان برای تولید انواع بمب های مخربه با قتل و کشتار و خیانت نباشد .

      انان می خواهند ما دیگر الگویمان را علی اکبر حسین و یا قاسم بن الحسین قرار ندهیم بلکه اسوه یک همجنس باز پست فطرت و بی همه چیز باشد و ما نیز همانند او بازیچه دست او اجنب دون صفت قرار دهیم اما هیات منا نیز الذله این شیطان ها خود باور ندارن که عاقبت این راه را طی نمود راه را و در این مسیر دنیا همانند کاروانسرایی بیش نیست که بایستی استراحت کرد و توشه سفر اندوخت .برادران خواهران دیگر بس است به خود اییم از هرجا که توبه کنیم خدا توبه پذیر است . احظه ای تفکر کن ببین ایا ما که در این دنیا تنها کارمان گناه بوده و گناه با کسی که تو نعمات و لذایذ این دنیا برای رسیدن به کمال انسانی سود جسته بربریم ؟ ایا ما که یک عمر معصیت خدا را کرده ایم بر او عصیان کرده و با وجود اینکه او به ما لطف داشته و یک لحظه نعماتش را از ما دریغ نورزیده نا فرمانی وی را کردیم با کسی که پرهیزگار بوده هنگام جهاد نبرد کرده زمان عبادت سر به سجود خدا نهاده و موقع کسب معاش در پی روزی حلال بوده یکسانیم ؟

      ایا زمانیکه ما دو قطب مخالف الهی و شیطانی را همزمان با هم کسب با هم مرمب چوبین سوار می کنندد و پارچه سفید بر اندام بی روحمان می کشند ملائک به چه صورت به ما که ملحد بودیم می نگرند و ان فرد مومن را چگونه اجر می نهند ؟

      پدر و مادر عزیزم اگر این شهادت در نزد خدا قبول واقع گشت و خدا مرا نیز از خیل شهیدان دانست شما را نیز انشاء ا … شفیع خواهم شد . ولی از شما میخواهم پشتیبان امام و وبلایت فقیه باشید . هرچند من موفق به دیدار بارگاه با شکوه امام حسین علیه السلام نشدم ولی شما از طرف من نیز انجا را زیارت کنید .

      پدر و مادرم از اینکه نتوانستم و حقیقتاً نیز نمیتوانستم حق فرزندی را برای شما بجا اورم و قطره ای کوچک از دریای محبت شما را جبران کنم واقعاً معذرت می خواهم و از شما می خواهم مرا حلال کنید .

      برادرانم بایستی همواره در خط حزب ا … باشند و در راه علم و کسب با جدیت کامل کوشا باشند خواهرم نیز از زینب درس گرفته و همواره حجاب خود را که حافظ خون من است حفظ نماید . فامیلها و اقوام اگر من را حلال کنند من با روحی پاک و ارامش انگیز خواهم داشت و می خواهم که مرا حلال کرده و اگر از سوی من ناراحتی متوجه اینان گردیده مرا حلال کنند .

      از پدر بزرگ و مادر بزرگم حلالیت می طلبم و امید وارم ناراحتی که از من کشیده اند عفو کنند .

      همینطور عمه ها و خاله ها و دایی ها مرا ببخشند که سعادت دیدار انان را کم داشتم .

      مادر اگر از فراغ من ناراحت شدی و اشک از دیدگانت جاری گردید به یاد صحرای کربلا باش و برای قاسم امام حسن(ع) گریه کن و برای امام حسین (ع) اشک بریز مرا نیز شبهای جمعه از دعای خیر و خیرات مومنین محروم نسازید .

      پدر عزیزم که هیچوقت نتوانستم از خجالت شما در ایم مخصوصاُ هنگامیکه برای ارامش خاطر ما و رفاه بیشتر ما کارهای سخت را برایخود اسان می کردی تا ما اسوده خاطر باشیم از شما التماس دعا دارم .برادران نماز و دعاها را از یاد نبرید که مکتب ما به اینها زنده است .

      از بچه های محل علی یوسفی ، منوچهر شیخی ، محمد غفاری ، مهدی و منصور جمشیدی و دیگران که نامشان در خاطر نیست حلالیت می طلبم و می خواهم که همچنان در خط امام باشند .

      ازدیگر هم محلیها که در اثر غفلت از من بدی دیده اند معذرت می خواهم ، مرا حلال کنید . انشا،ا … که خون سرخ من محکم کننده انقلاب کبیر اسلامی باشد و موجب ابیاری درخت پر ثمر اسلامی گردد . خدا یا دوست دارم در روز محشر رفقای شهیدم مرا با لبی خندان در اغوش گیرند و شهادت مرا به من تبریک گویند .

      وصیت نامه این جانب بر اساس وظیفه شرعی

      قاسم امینایی گردان مالک اشتر گروهان روح ا … مهر ماه 8 / 7 / 65

      خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *