شهید حسین اسماعیلی

    • فرزند : محمد
    • تاریخ تولد : 1344/01/01
    • عضویت : پاسدار
    • مسئولیت : پزشکیار
    • وضعیت : شهید
    • تاریخ وضعیت : 1365/10/21
    • عملیات : کربلای 5
    • محل وضعیت : شلمچه
    • محل دفن : کرج حصارک گلزار امام زاده محمد(س)
    • قطعه :
    • ردیف :
    • شماره :
    • وصیت نامه :
      وصیت نامه شهیدحسین اسماعیلی 30/9/65

      بسم رب الشهدا، والصدیقین

      الذین آمنو و هاجرو و جاهدوا فی سبیل الله با اموالهم وانفسهم اعظم درجه عند الله و اولئک هم الفاعزون

      آن کسانی که گرویدند و هجرت کردند و جهاد کردند در راه خدا (با مال و جانشان )اجر عظیمی در نزد خدا دارند همانان از کامیابانند (سوره توبه آیه 20 )

      بنام خدا سخن پناهندگان و گفتار پناه بنام خدایی که جز فضلش امیدی ندارم و جز عدلش از چیزی ترس ندارم و جز به رشته بندگی و اخلاص او چنگ نزنم .

      خدایا ستایش مخصوص تست ای خدای بزرگ که شب تارم را به تندرستی بردی و روز روشن را به رحمت خویش بیاوردی و روشنی روز را در آن حال که مستغرق نعمت تو بودم در برم کردی سپاس تو راست که خواهشم را در چنین زمانی مقرر فرمودی تا اگر نبودم تا در کربلای حسین (ع) فرزند پیغمبرت را یاری کنم اکنون بوسیله فرزند حسین (ع) خمینی عزیز تولدی تازه یافتم و مدرسه انقلاب که خود او مدرسش بود به تحصیل مشغول شدم و سپس رنج و مشقت زیاد به دانشگاه که بعد راه یافتم بار الها تو را شکر می گویم که لباس پاسداری از اسلام برتنم کردی اگر چه خود بهتر میدانی که لیاقت پاسدار اسلام بودن را نداشتم و نام پاسداری را به یدک می کشیدم و لباس آن را غصب کرده بودم .

      امت شهید پرور و همیشه در صحنه و برادران همرزم. خود را بری تحمل رنجها و سختیها و مصیبتها و ناکامیها و نارواییها آماده سازید و دل قوی دارید که خدای یکتا پشتیبان و نگهبان شما است و تنها اوست که شما را از شر دشمنان نجات می بخشد و عاقبت شما را به خیر برمی گرداند و دشمنان شما را به انواع عذابها و شکستها دچار می گرداند .

      برادر و خواهری که وصیت نامه این حقیر را می خوانی. این حقیر خدمت گذار مسلمین در طول این چند سال جنگ و انقلاب در یافته ام که زندگی مادی ، نکبتبار است نباید منتظر باشیم که مرگ ما فرا رسد، بلکه ما باید خودمان به سراغ مرگ برویم، مگر انسان یکبار بیشتر می میرد چه بهتر که آن یک دفعه در راه خدا باشد ای کاش چند جان داشتم و این تن ناقابل را در راه خدا قربانی می کردم .

      عزیزان امام را یاری کنید و از سخنان وی درس چگونه زیستن را بیاموزید در زندگی نظم داشته باشید چون اگر در زندگی نظم داشته باشید به صلاح و رستگاری می رسید تقوا را پیشه خود قرار دهید و در راه انجام وظیفه دینی و دفاع از عقیده و آرمان ثابت قدم باشید .

      اما پدر جان شما چند سال برای من زحمت کشیدی و مرا به مدرسه فرستادی تا در آینده برای خودمان ارزشی داشته باشم تا مثل یک انسان کور نباشیم از شما خیلی تشکر می کنم و از شما می خواهم که مرا حلال کنید و هر نافرمانی که از من سر زده به بزرگی خودتان ببخشید.

      مدت دو ماه روزه قضا دارم . و مدت شش ماه نماز قضا دارم .

      و اما مادرخوبم که زحمتها و رنجهای فراوان برای من کشیدی و چه بی خوابیهایی کشیدی و شیره جانت را نثارم کردی از شما می خواهم که شیر خود را حلالم کنی . مادرم من میدانم که چناچه خبر شهادتم را به شما بدهند خیلی نارحت می شوی و گریه و زاری می کنی اما مژده بر شما باد که فردای قیامت پیش سیدزنان فاطمه زهرا (س)سر بلند خواهی شد مادر عزیزم از شما می خواهم که گریه و زاری نکنی من روز محشر به زهرای اطهر خواهم گفت ای فاطمه دخت رسول (ص) این همان مادر من است که در شهادت پسرش گریه نکرد.

      گر مراسمی دارید حتما از اسراف بپرهیزید تا امام زمان خشنود شود . مادرم چه زحمتهایی کشیدی . اما من حقیر نتوانستم این همه زحمات شما را جبران کنم امیدوارم که همیشه سربلند باشی و به مردم بگویی که چنین پسری داشتم که خدمتگزار اسلام و امام و نظام جمهوری اسلامی بود .

      و شما برادر بزرگوارم (علی) امیدوارم که پشتیبان ولایت فقیه باشید و با منافقان مبارزه کنید و تا جان در بدن دارید نگذارید هواهای نفسانی بر شما غالب شود امیدوارم شما برادر اسلحه مرا بردارید و راه مرا ادامه دهید و از شما حلالیت می طلبم و امیدوارم که مرا ببخشید و درسهایت را خوب بخوانی تا بتوانی در آینده خدمتی به این مملکت بکنی .

      واما از خواهرانم صغری و اکرم ، من از شما می خواهم که مرا ببخشید و از شما هاحلالیت می طلبم و اگر احیانا بر روی شما ها دستی دراز کرده ام باید ببخشید و از شما ها می خواهم که حجاب را کاملا رعایت کنید و امیدوارم که در زندگی موفق باشید و از فامیلها و آشنایان حلالیت می طلبم و از خداوند تبارک و تعالی می خواهم که از سر تقصیرات من بگذرند . پدر و مادر عزیزم افتخار کنید که فرزندتان را در راه خدا فرستادید و در آن راه جان خود را ایثار کرد پدر و مادر عزیزیم راه سعادت بخش حسین (ع) را ادامه دهید و زینب وار زندگی کنید شما را به خدا اگر برایم گریه کنید که دشمنان شاد می شوند این مصیبتها و سختیها زود گذر است و تمام شدنی است ولی به پاداش این جان فشانی ها و فداکاریها به نعمتهای ابدی و بی پایان خواهید رسید و اگر می خواهید در مقام شما خللی وارد نشود هیچگاه زبان به شکایت نگشایید و آنچه را از قدر و منزلت الهی شما می کاهد بر زبان نیاورید .

      پدر عزیزم اگر جنازه ام بدست شما رسید هر کجا که می دانید دفن کنید و زیاد خرج نکنید پدر جان مبادا ناراحت باشید که شهدا در نزد خدا روزی می خورند باشد که انشا لله شهادتم درس عبرتی برای آن کسانی باشد که به خدا و اسلام و قرآن ایمان ندارند و در آتش غفلت بسر می برند به امید آن روز

      به امید پیروزی نهایی رزمندگان اسلام به امید اهتزار درآمدن پرچم لا اله الا الله و به امید زیارت قبر شش گوشه اباعبدالله الحسین (ع) و به امید اینکه خداوند به خانواده شهدا صبر عنایت بفرماید

      در ضمن در مورد پولهای این حقیر که مبلغ ناچیزی است هر تصمیمی خواستید بگیرید.

      خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار ، رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان .

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *